تبليغاتX
اعترافات

اعترافات

 

 

هنوز هم از پس اين همه سال که گذشته است  ،مزار شهيدان ،با ان سماع غريبانه پرچم ها ،با ان قاب هاي نقره اي رنگ  که پرند از يادگارهاي معصوم يک زندگي ،با ان غبار غمگيني که روي سنگ ها را گرفته ،مامن شگفتيند براي لحظه اي فرار از اين هياهوي تمام نشدني

ميان ان دالانهاي دلنشين ،خاصه اگر تنها هم باشي ،احساس مي کني از دنيا رفته اي و مثل يک گنجشک که بي هيچ تعلقي هر لحظه از سويي به سويي مي رود ،آزادي .....

هنوز نوروز بود و سکوت ..اما...سکوت شگفت دالانهاي معصوم ان قطعه قديمي را اين بار مويه هاي غريبانه زني ميشکست ،نزديک تر رفتم  ،چه حقيقت محزوني بودان صداي روشني که از ميان مزارها به گوش ميرسيد ،چه قدر ميشکند ادمي از شنيدن صداي زني که پس از سالها امده است ،در روزهاي عيد ،در روزهاي مهماني رفتن ما ،کنار مزار محبوبش و دارد عاشقانه نجوا ميکند،و چنان مي گريد که انگار جدايي همين ديروز بوده است

خوب نميشنيدم چه ميگفت ، طاقت هم نداشتم که بشنوم ،اما خدا خدا ميکردم که

ميان حرفهايش ،از بي مهري و نامردي و نامرادي روزگار حرفي به ميان نياورد

خدا خدا ميکردم که نگويد اين سالهاي تنهايي بر او و طفل کوچکش که حالا مردي شده چه گذشت ،که نگويد روزگار چه روزگار غريبي شد پس از تنهايي....

من داشتم ميرفتم  اما هنوز چراغ گريه روشن بود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 10:35  توسط محمد دلاوری  | 

 

 

سنتوري را ديروز ديدم و از اول تا اخر چشمم دنبال صحنه هايي بود که به خاطرش اين نگون بخت توقيف شده ،چيزي نديدم که قابل حل نباشد و اگر راستش را بخواهيد اصلا چيزي نديدم که حل کردن بخواهد،حالا نمي دانم ما به خاطر ديدن بيش از اندازه فيلم ضاله زيادي خلافمان سنگين شده يا حضرات زيادي سخت گير شده اند؟

البته اگر به سبک تفسير کردن هاي اوايل انقلاب نگاه کني مي شود از تمام شخصيت هاي فيلم نمادهايي درست کرد و با ربط دادن انها به هم به داستانهايي رسيد که به مغز هيچ بني بشري نميرسد اما من تصورم اين است که با ان نگاه تلويزيون را هم بايد درسته توقيف کرد

اينکه دارد در ان اداره معظم توقيف چه ميگذرد داستان عجيبي است که فهم ان بر ما ممکن نيست اما اين را ديگر هر کسي ميفهمد که اگر سنتوري اکران ميشد و همه نوع تبليغات هم برايش ميشد ،اينقدر بيننده پيدا نميکرد که الان دارد

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 14:11  توسط محمد دلاوری  | 

 

تو ماهی که بر بام شکوه آمده است

آیینه ز دستت به ستوه امده است

خورشید اگر محو تماشای تو نیست

دلگیر مشو زپشت کوه آمده است

 

چند روزه این دو بیت هوش از سرم برده ....شاعرش کیه ؟

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 17:29  توسط محمد دلاوری  | 

 

 

يه آرايشگر مردانه ميگفت :اين شبا سر ما خيلي شلوغه ،تا حوالي ده يازده بايد وايسيم ،سر نوبت دعوا ميشه ،اغلب هم فشن بايد درست كنيم

منظورش اين چند شب بود كه دسته هاي عزا بيرون ميان ،آرايشگر مردونه حرفاي ديگه اي هم زد كه من روم نميشه تكرارشون كنم

                                         *******************

راستي جالبه كه اصلاح تمامي رفتارها از رعايت نظافت شهرگرفته تا نحوه و مكان عزاداري ،چگونگي لباس پوشيدن ملت ،كنترل ملت براي اينكه يك وقت فيلمهاي بي تربيتي نبينند،عملي كردن  فتاواي مراجع و در مجموع بردن تمامي شهروندان محترم به بهشت .....به پليس سپرده شده است ...پيشنهاد ميكنم لاقل كارهاي بي اهميتي مثل تامين امنيت و كنترل ترافيك را نهادهاي فرهنگي به عهده بگيرند كه اين دوستان به آن كارها برسند

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 8:3  توسط محمد دلاوری  | 

 

سوتي دادم ...ديشب پخش شده خودم نديدم  http://www.iribnews.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 11:59  توسط محمد دلاوری  | 

 

امشب ساعت ۲۲ ...شبکه ۳ .....اگه خدا بخواد ....گزارش "پايان ديکتاتور "

وقت کرديد ببينيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 9:22  توسط محمد دلاوری  | 

 

خدايا!مبارکه ......شنيدم تا ملت رفتن عرفات پرده خونه شمارو عوض کردن ،منتها اين همه ابريشم و طلا و نقره واسه چي توش کار کردن ؟آخه اين که ان ميليون تومن پولش ميشه

خدايا !مگه خود شما نگفتي فضيلت به اين چيزا نيست ،مگه نگفتي دنبال کار خوب باشيد و اينقده طلا ملا به خودتون آويزون نکنيد

خدايا!من به نظرم ميرسه وقتي اينا داشتن از در وديوار خونت بالا ميرفتن و پرده ميلياردي آويزون ميکردن شما اصلا خونه نبودي

خدايا !من چند وقته دارم فکر ميکنم شما وقتي خواستي با اون چوپان ساده و امين قرار بذاري چرا تو کوه قرار گذاشتي ،شما که خونه به اون با حالي داشتي و داري 

خدايا!فقط داستان شما نيست ،من هر وقت به زيارت بنده هاي نازنينت ميرم مي بينم بنده خدا رو زير کلي طلا و آهنو و ديوار زنداني کردن بعد کلي نگهبان هم براش گذاشتن که يه موقع نذاره بره

خدايا!مگه ميشه آدمي که همه عمرشو کنار آدمهاي فقير زندگي ميکرده و زندگيشو به پاي بنده هات ريخته ....آدمهاي رنج ديده رو ببينه ،سختي هاشونو بدونه بعد اين گنبداي ميلياردي رو تحمل کنه ،خب ميزاره ميره ديگه ،البته اگه تا حالا نرفته باشه

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 12:47  توسط محمد دلاوری  | 

 

کسي که همراه رييس جمهور ،به خصوص از نوع احمدي نژاد آن راهي سفر ميشود بايد خودش را براي سختي ها و دويدن ها و حرص خوردنها آماده کند،به خصوص اگر سفر "سفر استاني" باشد 

اما بعد از اين همه دويدن توقع داري وقتي آ خر شب به محل اقامت برگشتي آنجا آنقدر تميز باشد که بتواني دوش بگيري و بخوابي

سفر ايلام ما را جايي بردند که وصفش نکنم بهتر ه .......جالب اينکه خبرنگارها ميگفتند اينجا به نسبت خيلي شهرها ۵ ستاره است

هنگام برگشت ،فرودگاه

من :ببخشيد آ قاي ......منطقيش اينه به جاي اينکه خودتون بريد هتل ما هارو که مهمونتون هستيم ببريد ، يا لاقل اين پتو ملحفه هارو بگيد عوض کنند،اين چه اوضاع افتضاحي بود

آقاي .....:راستشو بخوايد ما نمي خوايم هيچ بار اضافيي به استان وارد کنيم ،و جالبه بهتون بگم ،‌ آ قاي احمدي نژاد هم صبح که بيدار شد گفت :لاقل اين پتو رو ميداديد بشورن ،از بوي بدش نميشد خوابيد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 13:33  توسط محمد دلاوری  | 

 

پیش از نوشتن نکته های جدید سفر آذربایجان ،چند نکته درباره مطلب قبل واجبه

۱-من قصدم اين نبود که شما از آذربايجان بد يا خوشتون بياد ،من ديده ها م رو گفتم ،ازاين رفتارهاي کليشه اي هم اصلا خوشم نمياد

۲-بعضيا معتقدن اينکه در کشوري اکثريت خانمها بي حجاب باشن  ،هيچ منافاتي با شيعه بودن اون کشور نداره ،هيچ علاقه اي هم به ذکر  استدلال ندارن ،پس ميتونيم بگيم تقريبا همه مردم دنيا شيعه ان ،خب اخه يه استدلالي کنيد

اما چند نکته ديگه ..........

۱- هتل ما اسمش "پارک اين "بود،بهترين هتل باکو نبود اما از بهترين هتل هاي ايران خيلي بهتر و زيباتر بود،معماري داخلي و خارجيش بسيار جذاب بود،جالبه که اين هتل تا دوسال قبل يه جاي محقر بوده ،اما همت کردنو ساختنش ،اين نشون ميده جذب توريست اونجا به مراتب جدي تره

۲- ترافيک باکو افتضاحه بدتر از تهران

۳- ماشين اونجا خيلي ارزونه ،يه بنز متوسطو ميشه ۹ ميليون تومن خريد،شنيدم سمند ال ايکس ۱۳ ميليونه منتها از دم قسط

۴-گنجه يکي از شهرهاي تاريخي آذربايجانه ،زيباتر ،آرام تر و محرومتر از باکو ،مزار نظامي گنجوي هم اونجاست

۵-سفره آدمهاي اعيون معمولا دو تا سه ساعت پهنه ،اول چندين مدل پيش غذا با ميوه ها و سبزي هاي بسيار تازه و معطر ،بعد چندين نوع کباب شبيه شيشليک ،کوبيده و جوجه ما

۶-ما که وقت نکرديم بريم خريد اما شنيديم اونجا ميشه پوشاک و کريستال رو خوب و ارزون خريد

۷-معماري شهر ها شبيه اغلب کشورهاي آسياي ميانه اس ،خيابون هاي پهن ،ساختمونهاي بزرگ و قديمي

۸-شنيدم بعضي هموطنان گرامي اونجا زياد آبروداري نمي کنن .....

۹-شبکه هاي تلويزيوني اونجا:آز تي وي ،ليدر،اسپيس،آ تي وي...

۱۰-روزنامه ها:آزادليق،يني مساوات ،اکسپرس ، گوندليک که کارشون مخالف خونيه و خلق ،يني آذربايجان،اولايلار که تقريبا به روشني طرفداريشونو از دولت نشون ميدن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 18:21  توسط محمد دلاوری  | 

 

جمهوري آذربايجان دو قدم بالاتر از همين آستاراي خودمان است  ،يه دوروزي ملازم رکاب رييس مجلس رفتيم آنجا

 

۱-سوار هواپيمايي شديم که مي گفتند آقاي احمدي نژاد به خاطر تشريفاتي بودنش سوارش نمي شود،ما که تشريفاتي نديديم ،البته شايد لول ما زيادي رفته بالا

۲-۸۵درصد مردم اين کشور به اسم ودر شناسنامه  شيعه هستند،اما دريغ از کوچکترين اثري از مسلماني ،تازه هوا حسابي سرد بود وگرنه به روايت رفقای مقیم، اوضاع بدتر از اين حرفهاست که ما ديديم

۳-اينجا هم مثل خيلي کشورهاي مشابه، از آزادي سياسي و اين حرفا خبري نيست فقط خود دولت يه چند تا روزنامه و شبکه درست کرده که هر وقت لازم شد مخالف خوني کنند

۴-آدم ديوونه ميشه از بس عکس و نماد و يادبود حيدر عليف همه جا هست ،پدر مرحوم همين الهام عليف رييس جمهور

۵-يه کارمند عادي حدود ماهي ۲۰۰ منات نزديک به دويست هزار تومن حقوق ميگيره در حالي که گروني از ايرانم بدتره

۶-رشوه گرفتن اونجا به طرز وحشتناکي عاديه ،اصلا يکي از هزينه هاي رانندگي حساب ميشه ،به رفقا ميگفتم خوبه با ماشين خودم بيام اينجا ؟مي گفتن پليسا ذله ات ميکنن ،به کمتر از۲۰ منات هم راضي نميشن

۷-هوا خيلي سرد بود ،يخ کرديم

۸- حرف زدن و رفتار دکتر حداد بهم احساس افتخار ميداد،اديبانه و محترم ،تو يه ديدار به رييس مجلس آذربايجان که تا به حال ايران نيومده گفت :

                 همسايگي نگر که من و دوست چون دو چشم

                 همسايه ايم و خانه هم را نديده ايم

۹-اين کشور کوچک تقريبا نصف ما نفت ميفروشه ،نميدونم اما چرا اينقدر فقيرن ،رفقا ميگفتن سرمايه گذاري ها تو اين کشور به زودي جواب ميده اما من بوي بهبود ز اوضاع اين کشور نشنيدم

۱۰-نکته هاي ديگه اي هم هست ،اگه دوست داريد بگيد تا بگم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 7:55  توسط محمد دلاوری  |